مورد عجیب هانس شنیر

مورد عجیب هانس شنیر

هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت، باید آنها را همانگونه که یک بار اتفاق افتاده اند فقط تنها به خاطر آورد .

طبقه بندی موضوعی

بر ویرانه های شهری باستانی وزیده ای

از میان استخوان های اجداد نابخردمان

از کوه هایی آنقدر بلند که جز سفیدی رنگی نمی شناختند

و یا از میان سیاه ترین صفحات تاریخ

به آرامی گذر کرده ای


همچون رهگذری بی ادعا

که کوله بار غم هایش را

آگاهانه سنگین تر انتخاب می کند

چرا که فضیلتی در شادی بسیار نمی یابد

و می پندارد

که با چشم های بسته

هر مقدار از نور هم

تاریکی را از بین نخواهد برد


باد

باد بی ادعا

ما چه ساده می خواستیم که تو

پوست شفاف ما را نوازش کنی 

و بالهایمان بر تو شناور بمانند

افسوس

افسوس که با چشمهای بسته

هر مقدار از نور هم

تاریکی را از بین نخواهد برد


1397/7/28



پی نوشت: پروژه شعر با کلمه "باد" برای دوست عزیز وبلاگی "Mission Blue"  



  • هانس شنیر

نظرات (۲)

آغوش
پاسخ:
چشم
ممنون ممنون ممنون. 
نمی دونم چه طدر باید از شعر تعریف کنم. با تمام وجودم این شعر رو دوست داشتم. و بند دوم شعر کوبنده ترین بود برام و قابل درک ترین. 
شعرم رو تا به الآن چهار بار خوندم. چهارصد بار دیگه هم می خونمش که حفظش بشم و برای خودم زمزمه اش کنم. 
بازهم ممنون که وقت گذاشتید برای این شعر
پاسخ:
خواهش می کنم. خوشحالم دوستش داشتی شرمنده اگه نقصی داره ممنون ازت که شرکت کردی تو پروژه ی شعر. 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">