مورد عجیب هانس شنیر

مورد عجیب هانس شنیر

هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت، باید آنها را همانگونه که یک بار اتفاق افتاده اند فقط تنها به خاطر آورد .

طبقه بندی موضوعی

گفته بودم

که عاشقت شده ام

صریح و بی حاشیه 

نه بر روی تکه ای کاغذ

نه در حاشیه ی یک کتاب شعر

و نه با یک پیامک

دستانت را گرفتم

در چشمهایت خیره شدم

و با تنها زبانی که می دانستم

کلمات عشق را ادا کردم.


تو می خندیدی

دستهایت گرم بودند

و مردمک چشمهایت 

از آسودگی این خواسته شدن

گشادتر می شدند

آنقد که سرانجام 

تمام خواب مرا پر کردند 

و تاریکی 

تمام امیدها را در خود فرو برد


سراسیمه از خواب پریدم

و تو 

به احتمال بسیار بالایی

در آغوش مردی که دوستش می داری

آرام گرفته بودی


 1397/8/1



پی نوشت: پروژه شعر با کلمه ی عشق برای دوست عزیز وبلاگی ف.ع

  • هانس شنیر

نظرات (۳)

  • ف.ع ‏ ‏‏ ‏
  • چقدر خووووب بود :)) خیلی دوستش داشتم ممنوووون ^_^ 
    پاسخ:
    خیلی ممنون خوشحالم دوستش داشتی:))
    پل طبیعت

    سخته؟
    پاسخ:
    چشم

    اره فک کنم
    رفتن ...
    پاسخ:
    چشم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">