مورد عجیب هانس شنیر

مورد عجیب هانس شنیر

هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت، باید آنها را همانگونه که یک بار اتفاق افتاده اند فقط تنها به خاطر آورد .

طبقه بندی موضوعی

می خواستم که شهر ما را بشناسد

که دوست داشتن مان

بر روی برگهای تمام درختان بنشیند

می خواستم که تو خندیده باشی

نه یک ساعت

نه یک روز

نه یک ماه

که همیشه


می خواستم 

برای زمانی در آینده

آذوقه ای از شعر و احساس باقی بماند

می خواستم که تو خندیده باشی

به اندازه ی کافی

خندیده باشی


دوستت دارم

ساده نیست؟

لازم نیست کلمه ها را طور دیگر کنار هم بگذارم

لازم نیست زبان جدیدی اختراع کنم

حتی لازم نیست به زبان بیاورمش

دوستت دارم

زمانی که به برج میلاد خیره می شوی

یا از انقلاب تا آزادی را دوان دوان می آیی

و زمان هایی که، 

با آرامش بر روی پل طبیعت قدم می زنی

به همین سادگی


دوستت دارم

و این ربطی به زمان و مکان ندارد

این دوست داشتن است

نه نسبیت عام





پی نوشت: پروژه شعر با کلمه "پل طبیعت" برای دوست همیشه همراه وبلاگی عزیز مهسا.م


  • هانس شنیر

نظرات (۱)

بسسسسیاااااااارررررر  زیبا... 

متشکرم :)

++خودم به شخصه هر موقع از رو پل طبیعت قدم زدم ارامش داشتم و در عین حال غرق فکر بودم.
پاسخ:
خواهش می کنم ممنون:)
ایشالا همیشه آرامش داشته باشی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">