مورد عجیب هانس شنیر

مورد عجیب هانس شنیر
هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت، باید آنها را همانگونه که یک بار اتفاق افتاده اند فقط تنها به خاطر آورد .

مدام می خواهم کسی دوستم بدارد

تو

آن تکه ی سنگ

شب در تاریک ترین حالتش

مدام می خواهم بوسیده شوم

با لبهای تو

با دستهای نامرئی نسیم

و بوی تابستان در گندم زار

مدام می خواهم امیدوار بمانم

به آمدنت

سرودن یک شعر خوب

و اینکه تاریکی بزرگتری،

تاریکی ام را از من ندزدد

 

مدام می خواهم

و هیچکس نمی فهمد

که " مدام"

چقدر کشنده تر از

گلوله هاست.

 

98/6/14

هانس شنیر

نظرات  (۷)

👏🏻 قلمتون سبز 

پاسخ:
سپاس

"تو

آن تکه ی سنگ

شب در تاریک ترین حالتش

مدام می خواهم بوسیده شوم

با لبهای تو

با دستهای نامرئی نسیم

و بوی تابستان در گندم زار

مدام می خواهم امیدوار بمانم

به آمدنت "

 

دستمریزاد، زیبا بود ...

پاسخ:
ممنون لطف داری

با تیر کشتی مارو :دی

خیلی دوسش داشتم!

از دل بر میاد بر دل میشینه!

پاسخ:
ممنون:)

قشنگ بود ولی غمگین:):

پاسخ:
متشکرم:(

زیبا بود :) 

پاسخ:
ممنون:)
۱۴ شهریور ۹۸ ، ۲۲:۲۵ نگاه کوهستان

دردناکی بود که به زیبایی توصیف شده

به زیبایی و ملموس

پاسخ:
ممنون لطف داری

قشنگ بود :)

پاسخ:
ممنون:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">