مورد عجیب هانس شنیر

مورد عجیب هانس شنیر
هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت، باید آنها را همانگونه که یک بار اتفاق افتاده اند فقط تنها به خاطر آورد .

یه ماهه چای نخوردم. شیش ماهه قلبم نتپیده. یه ساله منتظرم. ده ساله امیدوارم. بیست و نه سال و هشت نه ماه که دارم پیر می شم. شکسته ام؟ نه. تظاهر کردم؟ زیاد. هیچ وقت خودم بودم؟ هرازگاهی. کسیو دوست داشتم؟ یه چند نفریو. کوه کندم؟ نه واقعا. شعر گفتم؟ آره ولی چه فایده.اون که رفته بر نگشته؟ برر....نگشته.

- بپر دیگه

- چرا بپرم؟

- اینجا تهشه بپر؟

- ولی به من گفتن ته نداره

- عوضی گفتن جیگر، بپر

- اگه بپرم چی میشه؟

- اونقد سقوط می کنی تا برسی به تهش

- ته داره؟

- میگن داره

- تهش چه شکلیه

- مثل همینجاست. 

- چقدر طول می کشه؟

-واسه بعضیا زیاد

- واسه بقیه چی؟

- قد یه پلک زدن

- درد داره؟

- شاید

- بعدا تموم میشه؟

- درد؟ نه اون همیشه هست. مثل همیشه مثل پایان همین جمله.

- پس چرا باید بپرم؟

- چون اگه نپری هیچ وقت به تهش نمی رسی

- ته چی؟

- ته تهش.

- بپرم؟

-بپر

- می پرم.

 

یه ماهه چای نخوردم. شیش ماهه قلبم نتپیده. یه ساله منتظرم. ده ساله امیدوارم. بیست و نه سال و هشت نه ماه که دارم پیر می شم. شکسته ام؟ نه. تظاهر کردم؟ زیاد. هیچ وقت خودم بودم؟ هرازگاهی. کسیو دوست داشتم؟ یه چند نفریو. کوه کندم؟ نه واقعا. شعر گفتم؟ آره ولی چه فایده.اون که رفته بر نگشته؟ برر....نگشته.

هانس شنیر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">